السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
300
تفسير الميزان ( فارسي )
فراست ، احتمالش را داده بود جلوگيرى كند ، تا جمعشان مبدل به تفرقه نگشته از عددشان كاسته نشود ، و ليكن اين وسيله آن بلا را دفع نكرد ، و قضاء و قدر خدا برايشان گذرا گشته عزيز مصر برادر پدريشان را به جرم دزديدن پيمانه توقيف نموده ، و برادر بزرگترشان هم در مصر از ايشان جدا شد و در مصر ماند ، در نتيجه ، هم جمعشان پراكنده شد و هم عددشان كم شد ، و يعقوب و دستورش ايشان را از خدايى بىنياز نساخت . و اگر خداوند نقشه يعقوب ( ع ) را بىاثر ، و قضاى خود را گذرا ساخت براى اين بود كه مىخواست حاجتى را كه يعقوب در دل و در نهاد خود داشت برآورد ، و سببى را كه به نظر او باعث محفوظ ماندن فرزندان او بود و سرانجام هيچ كارى برايش صورت نداد بلكه مايه تفرقه جمع فرزندان و نقص عدد ايشان شد ، همان سبب را وسيله يعقوب به يوسف قرار دهد ، زيرا بخاطر همين بازداشت يكى از برادران بود كه بقيه به كنعان برگشته و دوباره نزد يوسف آمدند ، و در برابر سلطنت و عزتش اظهار ذلت نموده و التماس كردند ، و او خود را معرفى نموده پدر و ساير بستگان خود را به مصر آورد ، و پس از مدتها فراق ، پدر و برادران به وى رسيدند . پس اينكه فرمود : * ( « ما كانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّه مِنْ شَيْءٍ » ) * - معنايش اين است كه يعقوب و يا آن وسيله اى كه اتخاذ كرد به هيچ وجه نمىتواند فرزندان را بىنياز از خدا بسازد ، و آنچه را كه خداوند قضايش را رانده كه دو تن از ايشان از جمعشان جدا شوند دفع نمىكند ، و سرانجام همان كه خدا مقدر كرده بود تحقق يافت ، يكى از ايشان بازداشت شد و يكى ديگر كه برادر بزرگتر ايشان بود ماندگار مصر شد . بعضى « 1 » گفتهاند : كلمه « الا » در جمله * ( « إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها » ) * به معنى ليكن است ، و معناى جمله اين است كه : ليكن حاجتى كه در نفس يعقوب بود برآورد ، و فرزندش را كه مدتها گمش كرده بود به وى برگردانيد . بعيد هم نيست بگوئيم : كلمه « الا » همان الاى استثنائيه است ، زيرا جمله * ( « ما كانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّه مِنْ شَيْءٍ » ) * در معنا مثل اين است كه بگوييم اين سبب هيچ سودى براى يعقوب ( ع ) نداشت ، و يا هيچ سودى براى همگى آنان نداشت ، و خداوند به وسيله آن سبب هيچ حاجتى را از ايشان برنياورد ، مگر تنها آن حاجتى را كه در نفس يعقوب ( ع ) بود ، و جمله « قضاها » استيناف و جواب از سؤال مقدر است ، گويا سائلى پرسيده : خداوند با حاجت يعقوب چه كرد ؟ جواب مىدهد كه آن را برآورد .
--> ( 1 ) تفسير تبيان شيخ طوسى ، ج 6 ، ص 168 .